- تاریخ: 1405/6/14 ساعت: 11:25
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند آنچه از رفتنت آمد به سرم را زمان آینده مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند نه نفهمید کسی منزلت شمس ...
مادر - تاریخ: 1405/6/14 ساعت: 11:25
فقط اشعار زیبا و متن بهترین ترانه ها متن آهنگهای سیاوش قمیشی... حبیب ... داريوش...  و اشعار زیبای دیگر مادر....... مادرم زود رفتی و ، این دلم کسی ندارهمیدونی تا آخر عمر ، این چشام واست میبارهچه حسی دارم من امشبنمیدونم چرا امامیدونم که تو رو میخوامولی نیستی و من تنهامهمیشه توی آغوشتیه حس دیگه ای دارم...
FARDMANEHS - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:50
اخماتو وا كن آسمون از او بالا با روي خوش پائين رو نگاه كن آسمون خودم يه دنيا غم دارم نذار بياد پائين غمات غمهات رو هوا كن آسمون اي آسمون از اون بالا ببين كجاست كه غصه نيست ببين كدوم آدمه كه روزگارش خسته نيست ببين كدوم راهيه كه ميون راهش بسته نيست ببين كه تو چه خونهايي آدم دلشكسته نيست آدم دلشكسته ني...
كلاف سرنوشت من - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:50
كلاف سرنوشت من سر در گمه هميشه طلسم كور اين گره يه لحظه وا نميشه طناب سرنوشت من تنها پل عبوره اما به بيراهه ميره اون گرهي كه كوره ديروز مسير قصه هام يه جاده بود به خورشيد امروز به بيراهه شده به شوره زار ترديد از بود و از نبودن دل كندم و بريدم تا نيمه جون و خسته به اين گره رسيدم به من كمك كن اي عشق ا...
عصر ما عصر فریب - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:50
عصر'>عصر ما عصر فریب عصر اسمای غریبه عصر پژمردن گلدون چترای سیاه تو بارون شهر ما سرش شلوغه وعده هاش همه دروغه آسموناش پر دوده قلب عاشقاش کبوده کاش تو قحطی شقایق بشینیم تو یه قایق بزنیم دل و به دریا من و تو تنهای تنها خونه هامون پر نرده پشت هر پنجره پرده قفسا پر پرنده لبای بدون خنده چشما خوئه سواله م...
تقویم - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:50
تاریخ مرگ و ماتم است این کهنه تقویم روی میز هر برگ ان را پاره کن میان شعله ها بریز باید قلم گرفت بدست تقویم تازه ای نوشت باید که تن ندادو رفت به جستجوی سرنوشت این کهنه تقویم غریب تکرار تاریخ عزاست بی ابتدا بی انتهاست باید جهان را تازه دید رفتو به فرداها رسید برای یک اغاز نو نباید انتظار کشید به اعتم...
تصویر رویا - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:50
شب از مهتاب سر میره تمام ماه تو ابه شبیه عکس یک رویاست تو خوابیدی جهان خوابه زمین دور تو میگرده زمان دست تو افتاد تماشا کن سکوت تو عجب عمقی به شب داده تو خواب انگار طرحی است گل مهتاب لبخندی شب از جای شروع میشه که تو چشماتو میبندی تورا اغوش میگیرم تنم سریز رویا شه جهان قد یه لالایه توی اغوش من جاشه ت...
عروسک قصه ی من - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:50
عروسک قصه ی من گهواره ی خوابت کجاست قصر قشنگ کاغذی پولک افتابت کجاست بال و پر نقره ای کفتر عشقمو کی بست اینه طوطی منو سنگ کدوم کینه شکست عروسک قصه ی من زخم شکسته با تنت بمیرمت شکسته دل چه بی صداست شکستنت صدای عشق منو تو که تلخ گریه اوره تو اون سکوت قصه ای شاید صدای اخره بعد از منو تو عاشقی شاید به ق...
نجات من بدست توست - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:50
نجات من بدست توست از این محبس نجاتم ده لباس کهنه تن را بسوزان و حیاتم ده بیا و نقطه پایان به شعر عمر من بگذار تنم دیوار بین ماست تنم را از میان بردار مرا از وحشت و تردید رها کن تا رها باشم هوای صبح بیداری شهادت را صدا باشم همیشه در مساف مرگ نقاب از چهره میافتد چه در میدان چه در بستر پس از بیماری ممت...
................ - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:50
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند معنی کور شدن را گره ها می فهمند سخت بالا بروی ، ساده بیایی پایین قصه تلخ مرا سُرسُره ها می فهمند یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند آنچه از رفتنت آمد به سرم را فردا مردم از خواندن این تذکره ها می فهمند نه نفهمید کسی منزلت شمس مرا قر...
مادر....... - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:50
مادرم زود رفتی و ، این دلم کسی نداره میدونی تا آخر عمر ، این چشام واست میباره چه حسی دارم من امشب نمیدونم چرا اما میدونم که تو رو میخوام ولی نیستی و من تنهام همیشه توی آغوشت یه حس دیگه ای دارم من این شبها برای خواب مادر ، لالاییتو کم دارم نوازش کن منو مادر با دستای پر از پینه ت الهی من فدای اون نگاه...
قلب من............. - تاریخ: 1401/9/28 ساعت: 20:50
قلب من در هر زمان خواهان توست این دو چشم عاشقم مهمان توست گرچه لبریز از غمی درمانده ای این نگاهم در پی در مان توست در میان ظلمت شبهای غم چلچراغ قلب من چشمان توست در کنارم لحظهاای آسوده باش همدم دستان من داستان توست